تبلیغات
شهر و شهرساز - شهرهای اولیه در سراسر جهان
چهارشنبه 21 مهر 1389

شهرهای اولیه در سراسر جهان

   نوشته شده توسط: میثم برگ بید وندی    نوع مطلب :مقالات ،

در امتداد دره رود سند که اکنون پاکستان و هند خوانده می شود، تمدن دره سند، که پس از شهرهای بزرگ خود به عنوان فرهنگ هاراپایی نیز شناخته میشود، در حدود 2400 ق.م پدیدار شد. تا کنون نزدیک به 1000 مکان هاراپایی کشف شده است. از میان این ها، مکانی که به طور وسیعی حفاظت شده موهنجودارو است که در بخش مدرن پاکستان واقع شده است. موهنجودارو و دیگر مکان های مهم تمدن هاراپا با بناهای بزرگ ساخته شده از آجرهای پخته مشخص می شوند، که این آجرها در الگوی ردیفی دقیقی چیده شده اند. ممتازترین عنصر بخشی از مکان است که به عنوان ارگ یا قلعه شناخته می شود، که در سطح بالاتری از بقیه بخش های شهر قرار گرفته و با سازه های عظیمی پوشانده شده است. تعداد زیادی ظروف سفالی منقوش و مقداری فلز که در موهنجودارو یافت شده است نشان میدهد که مراکز اصلی هاراپا به طور فعالی کالا مبادله میکردند. این امکان وجود دارد که این تمدن حتی با بین النهرین تجارت می کرده، اگرچه شواهد کمی در این خصوص وجود دارد. هاراپایی ها سیستم نشانه گذاری نوشتاری خود را نیز توسعه دادند

در دره های رود خانه های پهناور چین شمالی، برخی از تمدن های بزرگ اولیه اوراسیا توسعه یافتند. در دشت های آبرفتی رود زرد، دهکده های کشاورزی نئولیتیک به عنوان اتحادیه هایی که توسط فرماندهان اداره میشدند، هم پیمان شدند. این هم پیمانان نهایتا در هزاره دوم پیش از میلاد برای تشکیل یک دولت اولیه به هم پیوستند. با توجه به میتولوژی، نوشته های اولیه شان بر روی استخوان ها ی اوراکل (Oracle bones) (1) و کاوش های باستان شناسی، سلسله شانگ (ین) یکی از شناخته ترین تمدن های اولیه ی چین بوده است. نسل ها طول کشید تا قدرت تمرکز یابد؛ زمانی که حاکمان از میان خاندان های مختلفی انتخاب می شدند، پایتخت به شهرهای متعددی انتقال پیدا می کرد. هرچند که قدرت نهایتا به یک خاندان سلطنتی واگذار شد و شهر آن یانگ (Anyang) به عنوان پایتخت دائمی انتخاب گردید. در طول این مدت مردم سلسله شانگ یک صنعت برنزی (مفرغی) را توسعه دادند که سبب تولید ظروف و ابزاری شگفت انگیزدر مقدار زیاد شد.
و بالاخره، قاره امریکا بر اساس بنیان های بسیار متفاوتی، دارای تمدن های شهری اولیه متعددی بود. قابل توجه ترین آنها مردم ساکن در مکزیک مرکزی بودند که شهر تئوتیهواکان، اولین شهر بزرگ امریکایی ها، را ساختند. زندگی روستایی کشاورزی در مکزیک، که در طول هزاره های 2000 و 1000 پیش از میلاد پدیدار شد، نسبتا به تازگی با نواحی اولیه در آسیا مقایسه شد. پایه اقتصادی آن ها نیز متفاوت بود. ذرت محصول مهمی به جای گندم، جو و یا برنج بود. علاوه بر این مکزیکی ها در مقایسه با همتایان خود در جهان حیوانات خانگی کمی داشتند، تنها سگ و بوقلمون. ولی مردم آسیا گوسفند، بز، گوساله و خوک پرورش میدادند. با این حال در قرن اول و دوم پیش از میلاد، شهری بزرگ در مرز شمالی دره مکزیک، در نزدیکی مکزیکوسیتی امروزی پدیدار شد. تئوتیهواکان با سرعت شگفت آوری رشد کرد تا جایی که سکونتگاه بیش از صد هزار نفر انسان شد. بیشتر طرح ها به روشنی برای ساخت بسیاری از ساختمان های مرکزی بکار بسته شدند. تئوتیهواکان تا زمان انحطاط خود در قرن هفتم میلادی، مرکز تولید صنعت، تجارت و احتمالا قدرت نظامی برای سراسر مکزیک مرکزی بود.

عوامل پایه ی شهرنشینی
رشد جوامع شهری در نواحی مختلف جهان هریک سیری منحصربفرد را دنبال کردند. هرچند در یک نگاه کلی تر، زمانی که تعداد کثیری از مردم تلاش میکنند که با یکدیگر زندگی کنند، جریاناتی اولیه و اصلی دست اندر کار هستند. یک دیدگاه جالب آن است که هریک از جوامع شهری اولیه که اینجا معرفی و شرح داده شد، تنها زمانی دوره هایی از شهرنشینی تنزل یافته و حکومتی سیاسی کمتر متمرکز را در پی داشتند، که شهرنشینی و قدرت سیاسی نو ظهور را تجربه کرده باشند. بنابراین در حالی که بسیاری از نیروها رشد شهرنشینی و قدرت سیاسی متمرکز را تشویق میکند، نیروهای مهم دیگری نیز بر خلاف چنین توسعه هایی عمل میکنند. اگرچه به طور حتم نیروهای اولی (مشوق شهرنشینی و قدرت سیاسی متمرکز) بیش از هزار سال دارای قدرت بیشتری بوده و از این حیث جهان بیشتر شهرنشین شده است، با این حال هنوز نیروهایی که سکونتگاه ها و دولت های غیر متمرکز را ترویج میکنند به فعالیت ادامه می دهند. آثار سه فرایند مهم در اینجا به طور خلاصه مورد بررسی قرار می گیرد: گسترش تولید غذا، پدیدار شدن صنعت و تجارت، و حکومتی که به طور فزاینده ای سلسله مراتبی است.
یکی از پیش نیازهای رشد جوامع شهری این بود که ذخیره غذا گسترش یابد. این امر از طریق اهلی سازی موثرتر حیوانات، کشت بیشتر زمین و استراتژی های تولیدی قوی تر به دست آمد. هریک از این پیشرفت ها در مورد بازده ناخالص محصولات کشاورزی، نیز با صرف هزینه به دست آمد. افزایش بازده حیوانات اهلی و گیاهان، حاصل تخصصی شدن در یک محصول یا حیوان است که به منظور کنترل بهتر توزیع و توسعه تکنیک های زراعت و برداشت انجام شد. اگرچه تخصصی سازی سبب تولید بیشتر می شد ولی کشاورز را نیز در ریسک بالاتری از شکست قرار میداد. گسترش مقدار زمین تحت زراعت نیز به افزایش محصول منجر می شود، اما به قیمت میزان نیروی انسانی بیشتری که برای هر واحد تولید مصرف می گردد. این هزینه تا اندازه ای ناشی از فواصل بیشتری است که کشاوزان باید برای رسیدن به زمین ها طی کنند و همچنین این واقعیت که زمین های حاصلخیزتر در دست استفاده بوده، بنابراین کشاورزان باید نیروی انسانی بیشتری را صرف زمین هایی کنند که حاصلخیزی کمتر و در نتیجه بازده پایین تری دارند.
بیش از هزار سال، موثرترین وسیله افزایش تولید غذا تقویت و ارتقای تکنیک های کشاورزی بود تا محصول بیشتری از هر آکر زمینِ تحت استفاده به دست آید. این امر توسط کاشت متراکم تر غلات ، کوتاه کردن دوره آیش بین کشت محصول و آوردن آب بیشتر به زمین توسط آبیاری انجام شد. هریک از این روش ها مقدار قابل توجهی را به ذخیره غذای یک جامعه افزود. اما هزینه ها به دلیل افزایش نیروی انسانی گمارده شده و فرسایش بالقوه محیط بسیار زیاد بود. کاشت انبوه تر و زود به زود تر احتمالا حاصلخیزی خاک را کمتر میکرد، حال آن که آبیاری بیش از اندازه زمین ها میتوانست به اشباع شدن زمین ها از آب و شور شدن آنها منجر شود. هیچ یک از این روش هایی که برای افزایش محصول به کار گرفته می شد به طور ذاتی بد نیست، اما باید با توجه به زمینه اجتماعی و محیطی موجود و به شیوه ای پایدار بکار گرفته شوند و گرنه سرانجام سبب تخریب قابلیت تولیدی جامعه می شوند.
اکثرا، جوامع انسانی در نگه داشت تعادل بسیار موفق عمل کرده اند. اما اغلب در میان تمدن های اولیه جهان، تقاضا برای تولیدِ بیشتر از قابلیت های محیط پیشی گرفته و سبب فاجعه زیست محیطی شده است. چه چیزی سبب می شود که این جوامع سازمان یافته شرایط را به طور اشتباه پیش بینی و محاسبه کنند؟ یک جنبه مهم انقلاب شهری تبلور ایده ی مالکیت خصوصی و انگیزه برای مازاد تولید کشاورزی بود. در یک جهان ساده، یک گروه مانند خانواده تنها مقداری کالا تولید میکند که گروه برای خوراک و پوشاک نیاز دارد. انگیزه برای تولید بیشتر کم خواهد بود، چون مقدار غذای اضافه ای که یک نفر میتواند بخورد محدود است. با این حال در بعضی جاها بین 5000 تا 10000 سال پیش این شرایط تغییر کرد، تولید مقادیر عظیمی از مازاد محصولات کشاورزی آغاز شد و به منظور حمایت از تولید کالاهایی استفاده شد که این کالاها به دلیل اعتباری که می بخشیدند با ارزش پنداشته می شدند. به نظر میرسد که این مساله در جامعه ای اتفاق افتاده است که ایده های مالکیت توسعه یافته بود، نابرابری اجتماعی وجود داشت و روابط قدرت نا متوازن بود.
این تغییر اساسی در محرک های اجتماعی به دو فرایند پایه ای دیگر در شهرنشینی وابسته است. پیدایش صنعت و تجارت و حکومت فزاینده ی سلسله مراتبی. در استقرار یک زندگی روستایی یکجانشین، این امکان برای افراد ایجاد شد که دارایی های مادی خود را گرد هم آورند. بیش از هزار سال، تولید این کالاها از ظروف سفالی و ابزار کاربردی تا اجناس زینتی شخصی، به صورت فعالیت هایی تخصصی در آمد. برخی اقلام از مواد خامی درست می شدند که می باید از منابع دوردست وارد می شد. این مکتب مصرف گرایانه نمیتوانست وجود داشته باشد مگر اینکه برخی کشاورزان مازادی را تولید کنند که بتواند برای حمایت این صنعت و تجارت رو به رشد استفاده شود. برخی کالاهای سود آور مستقیما به کشاورزان سود می رساندند، اما منابع قابل توجهی برای به دست آوردن مواد خام خارجی و تولید کالاهای اعتباری، که تنها متعلق به طبقه ممتاز نوظهور بود، سرمایه گذاری می شد. این علاقه طبقه ممتاز بود که صنعت و تجارت را پرورش دهد، چرا که این امر به تولید کالاهای اعتباری منجر می شد که پایگاه اجتماعی بالای آنها را مستحکم میکرد.
باستان شناسی و تاریخ بارها ثابت کرده است که جایی که گروه بزرگی از مردم گرد هم آیند، اشکال سلسله مراتبی حکومت را به گزینه های ساده ترِ مساوات گرایانه ترجیح می دهند. یک حکومت سلسله مراتبی معمولا توسط اعضای طبقه ممتاز، که منافع بسیار زیادی را از قابلیت تولیدی تعداد کثیری از مردم عادی به دست می آورند، اداره می شود. این اعضای طبقه ممتاز چنین موقعیت مساعدی را توسط توزیع دوباره کالاهای جمع آوری شده خود در میان مردم عادی، مسلح کردن خود و خلع سلاح نمودن مردم عادی، استفاده از نیروهای انحصاری خود برای برقراری دستورات و ارتقای امنیت فردی، و نهایتا با فرمول بندی یک ایدئولوژی یا مذهبی که جایگاه آنها را توجیه میکند، محافظت میکنند.
روشن است که برخی مدیریت های متمرکز فعالیت های اقتصادی و قضاوت و احقاق حق در منازعات، بهره وری کلی جامعه را بالا برد. هرچند حکومت سلسله مراتبی بالقوه دارای ابعادی منفی بود: تصمیماتی که توسط طبقه ممتاز گرفته می شد ممکن بود که تمایلات ان قشر را ارضا کند، نه تمایلات اکثریت مردم. ارتباطات ممکن بود توسط دوری جغرافیایی تصمیم گیرندگان با مانع روبرو شود. و نهایتا الگوی مصرفی طبقه ممتاز ممکن بود که بهره گیری ناپایدار زیست محیطی را ترویج کند. 5000 سال گذشته شاهد یک تاثیر و تاثر متقابل همیشگی میان مزایا و معایب جامعه شهری بوده است، که نتیجه آن عرضه صدها نمونه موردی است از اینکه چگونه مردم تلاش کرده اند که تعادل میان این نیروها را حفظ کنند.

چارلز ل.رِدمن استاد انسان شناسی و راهنمای مرکز مطالعات محیطی دانشگاه ایالت آریزونا است. او مولف "تاثیر انسان بر محیط باستانی" در میان سایر نشریات است.
منبع:
Microsoft ® Encarta ® 2009. © 1993-2008 Microsoft Corporation. All rights reserved.

پانوشت:
1- استخوان اوراکل (Oracle bone) قطعاتی از استخوان یا زیر سینه لاک پشت بودند که پاسخ پیشگویی ها را به ویژه در زمان سلسله شانگ در بر داشتند. این استخوان ها برای نوشتن اطلاعات تاریخی مهم مانند شجره نامه سلسله شانگ بکار می رفتند. برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.
http://en.wikipedia.org/wiki/Oracle_bone


yasamin
شنبه 16 مهر 1390 07:54 ق.ظ
kheili matalebe khubi dare weblogetun.mamulan vase shahrsazi webloge b in mofidi kam peida mishe!!
عادل بابادی
جمعه 23 مهر 1389 09:36 ب.ظ
تشکر از مطالب مفیدتون، مطالبتون مکمل درس تارخ شهرسازی جهان است = همان تاریخ تحول شهرشناسی خودمون، کمک زیادی مینونه به ما کند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
قیمت زنده طلا و سکه